تبلیغات
باشگاه معلمان ایران - معلم زیاده خواه نیست/بازهم حکایت معلمی فداکار

معلم,زیاده,خواه,بازهم,حکایت,معلمی,فداکار,

معلم,زیاده,خواه,بازهم,حکایت,معلمی,فداکار,

معلم,زیاده,خواه,بازهم,حکایت,معلمی,فداکار,

معلم,زیاده,خواه,بازهم,حکایت,معلمی,فداکار,

معلم,زیاده,خواه,بازهم,حکایت,معلمی,فداکار,
معلم,زیاده,خواه,بازهم,حکایت,معلمی,فداکار,
اخبار آموزش و پرورش,دانشگاه فرهنگیان,باشگاه معلمان ,باشگاه معلمان جوان ایران,فیش حقوقی,ضمن خدمت,فرهنگیان ,
لوگوی حمایتی

باشگاه معلمان جوان ایران

برای حمایت از ما کد زیر را در وبلاگ یا وبسایت خود قرار دهید

معلم,زیاده,خواه,بازهم,حکایت,معلمی,فداکار,
معلم,زیاده,خواه,بازهم,حکایت,معلمی,فداکار,
نظرسنجی
به نظر شما رتبه بندی معلمان واقعا خواهد توانست در عمل از چند شغله بودن معلمان جلوگیری نماید؟




دسترسی سریع
اخبار آموزش و پرورش,دانشگاه فرهنگیان,باشگاه معلمان ,باشگاه معلمان جوان ایران,فیش حقوقی,ضمن خدمت,فرهنگیان ,اخبار آموزش و پرورش,دانشگاه فرهنگیان,باشگاه معلمان ,باشگاه معلمان جوان ایران,فیش حقوقی,ضمن خدمت,فرهنگیان ,
آرشیو مطالب
لینک دوستان
نویسندگی در باشگاه
معلم,زیاده,خواه,بازهم,حکایت,معلمی,فداکار,
ارسال شده توسط : مجتبی رحیمی
ارسال شده در تاریخ : جمعه 19 تیر 1394


888555

آقامعلم دل به کوه و دشت زده‌ است تا با گذر از مناطق کوهستانی، روستاهای صعب العبور را شناسایی کرده و کار آموزش دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل را به‌عهده بگیرد. ۱۴ ساعت پیاده‌روی در جاده‌های کوهستانی برای رسیدن به مدرسه حکایت زندگی اوست…


به گزارش باشگاه معلمان ایران،‌ محرومیت  دانش‌آموزان مناطق روستایی و عشایری از عدالت آموزشی موضوعی است که دیگر همه کارشناسان و حتی خود دست‌اندرکاران عرصه تعلیم و تربیت به آن باور دارند اما کنار تمام این محرومیت‌ها، معلمان مناطق روستایی و عشایری برای بازنماندن دانش‌آموزان از تحصیل فداکاری و مجاهدت بسیاری را می‌کنند.
معلمان عشایری گاهی برای آموزش دانش‌آموزان همراه با آنها کوچ می‌کنند و حتی ماه‌ها دور از خانواده کنار عشایر به سر می‌برند تا به رسالت معلمی خود عمل کنند.
ساعت‌ها پیاده‌روی در کوه و دشت و عبور از میان مناطق صعب العبور برای رسیدن به مدرسه، دیگر برای معلمان مناطق عشایری به یک رویه عادی تبدیل شده که چندان دشوار نیست.
عزیز محمدی‌منش،‌ معلمی از خطه لرستان است که هر سال به کوه و دشت می‌زند تا در لابه‌لای مناطق صعب العبور استان لرستان، دانش‌آموزانی را پیدا کند که تا به حال رنگ شهر و مدرسه را ندیده‌اند.
در این گزارش روایتی از تلاش این معلم عشایری برای یافتن دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل در مناطق صعب العبور استان لرستان را بیان می‌کنیم، معلمی که قید ازدواج و تشکیل خانواده‌ را زده است تا بتواند تمام سال را در مناطق صعب العبور رفت و آمد کرده و الفبای زندگی را به دانش‌آموزانش بیاموزد.
محمدی‌منش معلمی است که از سال ۷۹ به‌صورت سرباز معلم وارد آموزش و پرورش شد و به‌گفته خود در همان بدو ورود به آموزش و پرورش می‌خواهد تا او را به دورترین و صعب العبورترین مناطق بفرستند.
روستای قلاوند نخستین منطقه‌ای است که عزیز محمدی‌منش در کسوت سربازمعلمی به آنجا وارد می‌شود. ساکنان این روستا که جمعاً ۳ خانوار بودند، برای نخستین بار در سال ۷۹ درخواست معلم کردند و محمدی‌منش به‌عنوان نخستین معلم راهی این روستا می‌شود. رسیدن به روستا به پیاده‌روی ۵ تا ۶ ساعتی در هر روز نیاز دارد و محمدی‌منش دوران دوساله سربازمعلمی خود را با این سختی‌ها با دانش‌آموزان روستای قلاوند می‌گذراند.

7412
پس از آن در سال ۸۱،‌ آقا معلم به دل کوه و دشت می‌زند تا با تلاش خود روستای دیگری را پیدا کند که دانش‌آموزانآن از تحصیل بازمانده‌اند. روستای کرناز نخستین روستایی بود که آقا معلم موفق به کشف آن می‌شود اما برای رسیدن به جمع دانش‌آموزان این روستای صعب العبور باید روزانه ۱۴ ساعت پیاده‌روی کند.
محمدی‌منش در این خصوص می‌گوید:‌ برای رسیدن به روستای کرناز یک روز با قطار از سپیدشت به تنگه‌پنج می‌رفتم و از تنگه‌پنج تا روستا نیز ۱۴ ساعت پیاده‌روی می‌کردم. مسیر روستای کرناز به‌گونه‌ای بود که ماشین به هیچ عنوان نمی‌توانست از آنجا عبور کند و باید از میان رودخانه‌ها و کوه‌های پرپیچ و خم عبور می‌کردم تا به روستا برسم، حتی گاهی در کوه می‌خوابیدم. از آنجایی که مسیر بسیار طولانی بود اغلب سال تحصیلی را در مدرسه‌ای که خودم با چادر و سنگ برای دانش‌آموزان درست کرده بودم، می‌ماندم و شب‌ها نیز در چادری که مدرسه‌ام بود، می‌خوابیدم.

سال تحصیلی ۹۴ــ۹۳ آقا معلم به جمع  دانش‌آموزان روستای پاچوله گرم در مرز لرستان و خوزستان رفت. دانش‌آموزان این روستا که ۸ دختر و ۵ پسر حدوداً ۱۱ساله بودند تا به حال حتی یک کلاس هم درس نخوانده‌اند و اگر آقا معلم به‌سراغ آنها نمی‌رفت از سال آینده دیگر نمی‌توانستند در مدارس روزانه درس بخوانند. با ورود محمدی‌منش به این روستا، ۱۳ دانش‌آموز موفق شدند تا کلاس اول را طی کنند و حالا آقا معلم در تلاش است تا از میان همکاران خود معلمی را پیدا کند که برای سال تحصیلی آینده به این مدرسه آمده و آموزش  دانش‌آموزان را به‌عهده بگیرد تا او به کشف روستایی دیگر و دانش‌آموزان دیگر بپردازد.
آقا معلم سال ۸۷ و ۸۸ در روستای سرکانه معلم بود؛‌ در خصوص خاطراتش از این روستا می‌گوید:‌ این روستا چهار خانوار داشت که مجموعاً هشت دانش‌آموز داشتم. دو دانش‌آموز در ارتفاعات ساکن بودند و صبح ساعت هفت برای رسیدن به مدرسه راه می‌افتادند دو ساعت در راه بودند و ساعت ۹ می‌رسیدند.
رفت و آمد در دل کوهستان و مناطق صعب العبور برای دانش‌آموزانی که ۸ یا ۱۰ ساله هستند بسیار دشوار است. تلخ‌ترین خاطره‌ سال‌های معلمی‌ام مربوط به مرگ دانش‌آموز خردسالم به‌نام ایمان بود که در مسیر کوهستان به‌دلیل بارش باران و لغزنده بودن صخره‌ها از کوه سقوط کرد و در دم جان باخت.
محمدی‌منش می‌گوید:‌ هر سال در کوه و دشت به‌دنبال یک روستای صعب العبور هستم و زمانی که موفق به یافتن روستایی می‌شوم به‌مدت یک سال تحصیلی آموزش دانش‌آموزان را به‌عهده می‌گیرم و بعد از آن برای اختصاص معلمی دیگر به این روستا با همکارانم در آموزش و پرورش رایزنی می‌کنم تا من بتوانم روستاهای دیگری را شناسایی کنم.
وی می‌افزاید:‌ تمام امکانات یک معلم عشایری در کلاس درس، تخته سیاه،‌ بخاری چوبی و چادری است که دانش‌آموزان زیر آن نشسته و به درس معلم گوش می‌دهند. برای آموزش درس علوم به دانش‌آموزانم کوچکترین امکانات آزمایشگاهی را ندارم و حتی من به‌عنوان یک معلم عشایری نمی‌دانم چگونه باید کامپیوتر را روشن یا خاموش کرد. تمام همدم من در طول مسیر کوهستان برای رسیدن به مدرسه رادیوی همراهم است.

888555
محمدی‌منش اردیبهشت امسال به تهران آمده و به دیدار سردار حزنی رئیس بسیج سازندگی قرارگاه غرب کوثر می‌رود و درخواست ساخت مدرسه برای مناطق صعب العبور استان لرستان را ارائه می‌دهد که مقرر شد برای ۱۵ روستا مدرسه ساخته شود و توسط بالگردهای سپاه به این مناطق صعب العبور منتقل شود.

وی می‌افزاید:‌ درخواست برقراری آژانس هوایی برای معلمان مناطق عشایری به‌منظور تردد آسان به مناطق صعب العبور را به قرارگاه قرب سپاه ارائه کردم چرا که مفاصل پای اغلب معلمان عشایر به‌دلیل پیاده‌روی طولانی آسیب دیده است و حتی در مسیر نیز خطرات متعددی همچون سقوط و حمله حیوانات وحشی آنها را تهدید می‌کند. بنده سال گذشته در مسیر رفتن به مدرسه از سوی برخی از اشرار مورد تیراندازی قرار گرفتم و پول و وسایل همراهم را دزدیدند.
محمدی‌منش می‌گوید:‌ معلم مناطق عشایری شدم تا دانش‌آموزانی را که از تمام امکانات محروم هستند،‌ برای آینده این مملکت بسازم. در طول این سال‌ها میان دختران و پسرانی زندگی کردم که هنوز یک بار هم به شهر نیامده‌اند و حتی ماشین یا تلویزیون را از نزدیک ندیده‌اند. معلم بودن من به‌خاطر پول نیست چرا که پولی که دریافت می‌کنم شاید برای هزینه رفت و آمدم، خرید باطری برای رادیو و نفت برای فانوسم کفایت کند. معلمی در مناطق عشایری را با عشق خدمت به دانش آموزان محروم کشورم انتخاب کرده‌ام.تسنیم
نظرات
از درج هر گونه نظر تبلیغاتی بپرهیزید.چون نظرات دارای تبلیغ سایت نه تنها تایید نمیشوند .بلکه به عنوان اسپمر به ساماندهی معرفی خواهند شد.
محمودمهدوی در تاریخ جمعه 19 تیر 1394 02:26 ب.ظ این دیدگاه را ارسال كرده است :
با سلام وقبولی طاعات وعبادات .معلّمان زحمتکش از خداوند منّان موفّقیّت شمارا به عنوان یک همکار فرهنگی آرزومندم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.